اگرتنهاترین تنها شوم بازهم خدا هست
چه داروی تلخی است :وفاداری به خائن ، صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل
نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 16 آذر 1391 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

وقتی تــو می آیــی

مانند یک سلام ...

مانند یک بــهار ....

مانند یک عـبور ....

از راه می رسی و مـرا تازه می کنی

با یک سبـد لبخنــد

با دستانی پرسخاوت

و چشمانی مشتاق ....

همراه تـو هزار عـشـق از راه می رسـد

همـراه تـو بهـــار ...

بر دشت خشک سینـه مـن سبــز می شود .

وقتـی تـــو می ‌آیــی

پشـت نگــاه تــو

یک آسمان ستاره پر نور می شود .

وقتی تـو می آیــی

در کوچه های خلوت و تاریک قلـب مـن

مهتــاب می دمــد.

وقتـی تـو می آیــی

ای آرزوی گم شده قلــب کوچکم ...

مـن نیز با تـو به عشـق می رسم ...


.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید