|
تسلیت قلب صبورم اون دیگه دوستت نداره....
سهم اون یه عشق تازه سهم تو طناب داره |
||
اگه قرار باشه ظرف 24 ساعت دنیا به پایان برسه
تموم خطوط تلفن،تالارهای گفتگو و ایمیلها اشغال می شه....
همه جا پر میشه از این كه:
رنجوندمت،پشیمونم،منو ببخش
تو را عاشقانه می پرستم
مراقب خودت باش.
اما بین این همه پیام یكی تكون دهنده تره:
همیشه عاشقت بودم ولی هیچ وقت بهت نگفتم!
پس عشق و محبت را تقدیم آنكس كه دوستش داریم كنیم
شاید كه دیگر فردایی نباشد.
بَچه کـــِ بودم ، بَستَنـــــے ام را گــاز مے زَدَنـد
قيامَتـــ به پـآ ميکردم ،
چـه بيــــهوده بُزُرگــــ شُدم...
حالا روحَــم را گـاز مےزنند و مےخندم!
چه آسون از کنارم میگذرن
مثل یه غم تو روزهای بارونی پاییزی
مثل صدای خش خش برگها زیر پام
انگار تو اصلا نبودی
انگار یه خیال بود یه خواب
تو این سکوت شبهایبی توبودندرد یه عاشق رو فقط ستاره ای میدونه
که ماهش رفته زیر ابرهای تیره
کی میدونه وقتی قلب عاشق رو میشکنن
چی میتونه مرحم زخمای قلب پاره پارش باشه
حتی اگه اونی که با دیگری رفته
پشیمون برگرده
دیگه از چشم عاشق خسته افتاده…
از این دله تنگ هر چه بگی بازم کمه
توی دفتر ثبت دلتنگی ها
میخوام جملتو تموم کنم اما نمیشه
میخام دیگه بس کنم اما انگار
خود دل میگه بگو
بیشتر از غم من بگو
بگو برای همگان تا بدانند
دل تنهاترین است
و این تنهاترین بهترین است
و روزی که دفتر ثبت دلتنگی ها را دیگران ببینند
روزیست که من دیگه نیستم
و شاید این نوش دارویی باشد پس از مرگ دل
بر سر جاده زندگی نشستم تا شاید پرستویی مهاجر پیغامی از تو بیاورد و اکنون که رفته ای
تنها اشک است که تمامی ندارد.
تو رفتی و بعد از تو باران انتظار چه بی صدا میبارد.![]()
![]()
و من در خلوت تنهایی خویش مانند شمع میسوزم.بعد از تو سرگردانی تنها در دشت زندگیم.
سفر تنها سهم من ازچشمان تو بود.دیشب فانوس زندگیم به امید روی تو روشنایی میبخشید
و امشب بی تو در گذرگاه زمان خفته است.اکنون زمان کوچ پرستو ها و نزدیک شدن غروب بر بام
شهر است. من باز آخرین قطرات اشک را روشنایی ستاره های یادت میکنم و نهال عشق را در
گلدان خالی زندگیم میکارم تا در نبود تو خزان تنهایی آن را از پا در نیاورد
به جوانی ام به قلبم ... به خدای جسم و روحم ... به خدای آسمان ها...
به تمام کهکشانها ... به ستارگان روشن ... به کرانه های دریا ... به نگاهت ...
به خدا ... به خاک پایت ... به نگاه خنده هایت ... به کبودی افق ها ...
به سحر به خنده ی گل ... به سپیدی سپیده ... به تمام خاک دنیا ...
به خدا اگر بخندم ... به خدا اگر بنالم ... به خدا اگر بمیرم ... توئی آخرین تلاشم ...
توئی ... آخرین نگاهم ...
کی بود که با اشکای تو یه اسمون ستاره ساخت
کی بود که به نگاه تو دلش رو عاشقونه باخت
کی بود که با نگاه تو خواب و خیال عشق و دید
کی بود که تنها واسه تو از همه دنیا دل برید
نگو کی بود کجایی بوداونکه برات دیوونه بود
رو خط به خط زندگیش از عشق تو نشونه بود
من بودم اونکه دلشوساده به پای تو گذاشت
اونکه واسش بودن تو به غیر غم چیزی نداشت
من بودم اونکه دل اخر عشق تورو خوند
اونکه به جای عاشقی حسرتشو به دل نشوند
حسرت دوست داشتن تو همیشگی بوده و هست
کاش میرسید به گوش تو صدای قلبی که شکست
عشق ورزیدن خطاست
حاصلش دیوانگیست
عشق بازان جملگی دیوانه اند
عاشقان بازیگر این بازی طفلانه اند
عشق کو
عاشق کجاست
معشوق کیست
جنبش نفس است که عشقش خوانده اند
آنکه میمیرد ز شوق دیدن امروز ما
گر بیابد بیشتر
گر ببیند دلبران تازه تر
عشق عالم سوز خاموش می شود
چهره ی ما هم فراموش می شود
سنگ قبرم را نمی سازد کسی
مانده ام در کوچه های بی کسی
بهترین دوستم مرا از یاد برد
سوختم خاکسترم را باد برد
تقدیم به کسی که
شمع را
به نامش و به خاطرش
روشن میکنم.
(R.H)
دوستش داشتم همچنانکه باغبان گل
زیبایش را دوست میدارد ، میپرستیدمش
همچنانکه عاشقی معشوقه اش رامیپرستد...
..، ولی این عشق را بخاطر دوستم برای ابد در دل خود مدفون
ساختم و قلب حساس و زود رنجش را باو سپردم. باشد که قدر و قیمت آن زیبا صنم را در این گیتی پهناور بداند !؟
آخه چطور دلم میاد چشماتو گریون ببینم
میرم ولی اینو بدون،چشم انتظارت میشینم
میرم ولی گریه نکن نزار از عشقت بمیرم
شاید تو اوج بی کسی با عکسات آروم بگیرم
میرم ولی بدون یکی خیلی تورو دوست داره
یکی که از دوری تو سر به بیابون میزاره ه ه ه ه ه ه
