
ــــــــdoset daram gooooooooooooooolamــــــ
من حالم خوب نییییییییییییییییست
هرکی بیاد جلوم میرم با پا تو شکمش
دلم برای جیگر تنگ شده
احساس خوبی ندارم
دلم میخواد گریه کنم
ایییییییینقد گریه کنم
تا بمیرم
با هیچکی حرف نمیزنم
می خوام بمییییییییییییرم
خدایا منو بکش
زنده موندن من بی دلیله
اگه من بمیرم کسی ناراحت نمیشه
چرا نمیمیرم
چرا زنده ام هنووووووووز
ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااا
هنوز آیا دو چشمت شوق دیدار مرا دارد؟
به یادت مانده پیمانت؟
خبر داری خودم را در تو می بینم؟
اگر روزی نباشی تو!!!
خودم را هم نمی بینم!!!
خبر داری؟؟؟
.jpg)

نگاهت با منه اما خيالت رو نمي دونمتو اين راهي كه ميرم من يه بن بستيه مي دونممن از حادثه لبريزم تو و خواب پريشونينگاهت مي كنم اما نگاهم رو نمي خونيتو آغوش كدوم رويا تو رفتي كه فراموشيصدات كردم و مثل شب سكوتي سرد و خاموشيكدوم حسي تو رو از من گرفته مثه تنهاييدل آرومي ندارم من تو اين لحظه كه اينجاييبه دنبال يه خورشيدم تو تن برفي دستاتخيالت پي كي رفته من و رد مي كنه چشماتغروبهاي نگاه تو يه احساس غريبونستپشيموني تو از اينكه كنارت دل ديوونستتو اين راهي كه رفتم من دو راهي تو و قلبميه احساسي به تو دارم نميذاره كه برگردمهمونقدر كه ازم دوري خيالم به تو نزديكهيه سوسوي ضعيفي هست نباشي خونه تاريكهيه شب خواب تو رو ديدم يه عمررفته فراموشمنميدم قلبت و حتي برنگردي به آغوشم
تنهایی هامو بعد از این با قلب کی قسمت کنم
واسه فراموش کردنت باید به چی عادت کنم
تو داری از من میگذری٬ من باید از تو بگذرم
چیزی نمی تونم بگم٬ باید بیفتی از سرم
بعد از تو باید با خودم٬ تنهای تنها سر کنم
یک عمر باید بگذره تا امشبو باور کنم
کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم
فاصله های میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم
کاش وقتی آرزویی میکنیم
از دل شفاف مان هم رد شود
مرغ آمین هم از آنجا بگذرد
حرف های قلبمان را بشنود
کجا بــودي وقتي برات شکستـم يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم
کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد
کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات شبا نشستم به هواي چشمـــات
کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم
ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم هــر چــي که باورت نميشه ديـدم
کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم
کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت خون جاي گريه از چشام ميـريخت
کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد امــا به خـاطر چشات قسم خـورد
کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم سوختم و از غمت خاکستر شدم
خنده واسه هميشه از لبـام رفت
رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت

شمع مي سوزد و پروانه به دورش همه شب من كه مي سوزم و پروانه ندارم چه كنم ------------------------------------------ دستهايت تكيه گاهم بود و نيست/ عشق تو پشت و پناهم بود و نيست/ حيف! آن وقتي كه عاشق شد دلم/ چيز سبزي در نگاهم بود و نيست/ عشق اين سرمايه بازار دل/ آب اين روي سياهم بود و نيست/ ياد آن ايام مشتاقي بخير/ عاشقي تنها گناهم بود و نيست ------------------------------------------ اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست. ------------------------------------------ آدمك آخر دنياست بخند آدمك مرگ همين جاست بخند آن خدايي كه بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست بخند دست خطي كه تو را عاشق كرد شوخي كاغذي ماست بخند ------------------------------------------ اونيكه ميگفت جونش به جونت بنده حالا داره به گريه هات ميخنده ..... اوني كه مي گفت بدون تو ميميره دروغ ميگه دلش جنس كويره دروغ ميگه تو گوش نده به حرفاش نگو هنوز ميخواي بموني باهاش خيال نكن بدون اون ميميري بزار بره نباشه جون ميگيري ----------------------------------------- ديگه يار نمي خوام وقتيكه مي بيني عشق دوروغه چراغش بي فروغه آخه وقتي كه وفا نيست عشقو عاشقي چيست؟؟؟ ............................................................ بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنارش باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد ... باعث ريختن اشك هاي تو نمي شود .......................................................... نقش كردم رخ زيباي تو بر خانه دل........خانه ويران شدوآن نقش به ديوار بماند .......................................................... داني كه چرا زميوه ها سيب نكوست نيمش رخ عاشق است و نيمش رخ دوست آن زردي و سرخي كه درآن مي بيني زردي رخ عاشق است و سرخي رخ دوست. آن دوست كه بي وفاست دشمن به از اوست... آن نقره كه بي بهاست آهن به از اوست .................................................... در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد ................................................... آن كس كه مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود كه به شوق من آمده باشد، رهگذري بود روي برگهاي خشك پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود كه من گمان ميكردم ميگويد: دوستت دارم
------------------------------------------
خيلي سخته كه بغض داشته باشي ، اما نخواي كسي بفهمه ... خيلي سخته كه عزيزترين كست ازت بخواد فراموشش كني ... خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبريك بگن ، جز اوني كه فكر مي كني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته كه غرورت رو به خاطر يه نفر بشكني ، بعد بفهمي دوست نداره ....
