حکــــم ، اعــدام بود ...
اعدامـــی لــحظه ای مـــکث کــرد و بـــوسه ای بر طنــاب دار زد
دادســتان گفت:
آقــای زنــــدانــی، این چــــه کـــاریست ؟؟
زنــدانی خـــنده ای کــرد و گفت :
بیچـــاره طـــناب نــمیزاره زمـــین بیفتم ،
ولی آدم ها !!!!!
بدجـــور زمــینــم زدن ......!

به سلامتي دريا كه ماهي گنديده هاشو دور نميريزه...
.
سلامتي ِسنگ بزرگ دريا كه سنگايِ ديگهرو ميگيره دورش!
.
سلامتيِ بيل، كه هر چقدر بره تو خاك ،بازم براقتر ميشه!
.
بازم به سلامتي دريا که قربانيا شو پس مياره.....
.
به سلامتي تابلوي ورود ممنوع كه يه تنه يه اتوبان رو حريفه
.
به سلامتي سرنوشت ....كه نميشه اونو از سرنوشت
.
به سلامتي پل كه وقتي بارون مياد كشتي ها ميرن زيرش تا خيس نشن
.
ب سلامتیه دوست ک هرچی میکشیم از اوست فدایه هرچی دوسته
و در آخر مي خوريم به سلامتيه اونايي كه دستشون از اين دنيا كوتاست و به مي ابدي وصلند .....
ن حوصله دارم تلاش كنم ك منو باور كنن...
هركي دلش خواست باور كنه هركي نخواست هرجور مايله!
به بعضیا باس گف اون اَپلی ک دم ب دیقه پزشو میدی
سیب شو ما گاز زدیم... عاااره
.......

هی ببین باتوام شاید بهم بگى مغرور یا بی احساس
ولى من عادت ندارم به چیزاى عمومى حس خاصى داشته باشم...
..............
برای بعضی ها نباید خودت باشی !
باید یکی باشی ، شبیه خودش …

تا از سنگ نباشی واسه کسی بت نمیشی
..........
به بعضيـــــام باس گفت:اونجا که پَرچَمِـــــتُو هوا کردي
ما لباســـــ چركامونم نميدازيم: |
گفـــــتم در جريان باشي
لآمصب قول بعضیــآ فقط آلودگی صوتــیه !!هه
....
تو بگو طلاس . . . وقتی از چشام افتاد ؛
قاطی آشغالاس . . .!!
بعضی وقتا لازمه گیاه باشی و فتوسنتز کنی ولی محتاج بعضیا نباشی !
اوني ك الان مال شماست!
هلاك من بود!
ولي در حدم نبود !
پاسش داديم شما...
تبريك...

ما پسرامغرور نيستيم!
فقط يكم پرستيژ كارمون بالاست!

هميشه سرم بالاست...چون بالاسرم خداست!

حالم گرفته ازين شهر شلوغ
با ادم هايي ك همچون هوايش ناپايدارند!
گاه انقد پاك ك باورم نميشود!
كاه انقد الوده ك نفسم ميگيره!

فقط خدامه ك خاصه!
.....
گاهي بايد بخندي...
بلند بلند تر...
تا اسمان هم از صدايت كر شود و
فريـــاد بزني
دنيـــــــــــــــــــــــــــا نامردم اگه با صداي خندم نرقصونمت!

اگه دیدے طرف مقابلت بآهآت رآه نــمیآد ؛


یه دختر چادری با دوستای بد حجابش بیرون میرن؛ یکی از دوستاش
بهش میگه دیونه ای تو این گرما چادرمی پوشی؟
ببین ما رو ...
موبایل را گذاشت زیر بالشش و خوابید
بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت..
با مشکل خودم را رساندم دم در خونتون
لطفا بیا پائین میخوام برای آخرین بار ببینمت…
«خیلی خیلی دوستت دارم»

