اگرتنهاترین تنها شوم بازهم خدا هست
چه داروی تلخی است :وفاداری به خائن ، صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل
نوشته شده در تاريخ جمعه 14 بهمن 1390 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

اون روزا که بودی با من عهد و پیمونو شکستی
 
منو تنها جا گذاشتی دل به یه غریبه بستی
من برات بازیچه بودم توی این دو روز دنیا
نقشی مثل یه عروسک ولی تنها خیلی تنها
دیگه من دوست ندارم تو برو از روزگارم
تو نخند به گریه ی من، من به تو شوقی ندارم
دیگه من چیزی ندارم که به پیش تو ببازم
هر چی بود سوختم و باختم دیگه من چی رو بسازم
برای این عاشق تنها از تو صد خاطره مونده
گریه هات هم یه دروغه دل من دستتو خونده
دیگه من دوست ندارم تو برو از روزگارم
تو نخند به گریه من، من به تو شوقی ندارم
همونطوری که تو شوقی بهم نداشتی
 


.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران