اگرتنهاترین تنها شوم بازهم خدا هست
چه داروی تلخی است :وفاداری به خائن ، صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط love2021 | ارسال نظر(0)
 
اگه گريه بذاره مي نويسم
کدوم لحظه تورو از من جدا کرد
نگو اصلا نفهميدي نگو نه
تو بودي اونکه دستامو رها کرد
خودت گفتي خداحافظ تموم شد
من و تو سهممون از عشق همين بود ؟
خود تو حرمت عشقو شکستي
بريدي آخره قصه همين بود ؟
اگه مهلت بدي يادت ميارم
روزايي رو که بي تو عين شب بود
تموم سهمت از دنيا عزيزم
بزار يادت بيارم يک وجب بود
بهت دادم تموم آسمونو
خودم ماهت شدم آروم بگيري
حالا ستاره ها دورت نشستن
منو ابري گذاشتي و داري ميري
بيا برگرد از اين بن بست بي عشق
بزار اين قصه اينجوري نباشه
آخه بذر جدايي رو چرا تو
چرا دستاي تو بايد بپاشه
خداحافظ نوشتن کار من نيست
آخه خيلي باهات نا گفته دارم
اگه گريه بزاره مي نويسم

.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران