اگرتنهاترین تنها شوم بازهم خدا هست
چه داروی تلخی است :وفاداری به خائن ، صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 دی 1391 توسط sima | ارسال نظر(0)

نمي دانم........

نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟

نمي خواهم بدانم ،کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت؟

ولي بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکي سازد،

گلويم سوتکي باشد به دست کودکي گستاخ وبازيگوش

و او يکريز و پي در پي،دم گرو خوشش را بر گلويم ،سخت بفشارد

وخواب خفتگان خفته را آشفته سازد

بدين سان بشکند هر دم سکوت مرگبارم را.....


.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید