نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 اسفند 1390 توسط love2021 |
ارسال نظر(0)
اولین روزی که دست سرنوشت من وتو را روبروی یکدیگر قرار داد هیچ گاه فکر نمی کردم که این چنین دیوانه وار دوستت داشته باشم و
در غم جدایی تو همچون سیاه ای از خورشید جدا خاموش و همچون
درخت خزان زده ای پژمرده گردم ولی این سرنوشت بیان کرد که
در حقیقت ایست چه:
چه بخواهیم و چه نخواهیم باید از یکدیگر جدا شویم
ااگر روزی در کوچه قدیمی خاطراتم ورق زدی
مرا بیاد آور و بدان که وجودم وابسته و پیوسته به توست