اگرتنهاترین تنها شوم بازهم خدا هست
چه داروی تلخی است :وفاداری به خائن ، صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل
نوشته شده در تاريخ جمعه 21 بهمن 1390 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

با تو دیگر عشق قصه نیست ، لحظه هایم مثل گذشته سرد نیست

با تو زندگی ام زیر و رو شد ، حال من از این رو به آن رو شد

با تو گذشتم از پلهای تنهایی ، رسیدم به اوج آسمان آبی

عطر تو میدهد به من نفس ، با تو رها شدم از آن قفس

آمدی و گرفتی دستهایم را ، باور ندارم با تو بودن را

میدهد به من هوای عشق نفسهایت ،میدهد به من شوق زندگی گرمی دستهایت

بپذیر که دنیای عاشقانه ما همیشگیست ، عشق در قلب من و تو ماندنیست

هر چه دلم خواست همان شد و اینگونه شد که دلم عاشقت شد

مرا در زیر سایه قلبت جا دادی و همین شد که قلبم به عشقت پناه آورد

آری با تو دیگر عشق قصه نیست ، حقیقت است این روزها و لحظه ها

حقیقت است که دوستت دارم ، حقیقت است که با تو هیچ غمی ندارم

حقیقت است که دنیا را نمیخواهم بی تو ، مگر میشود این زندگی بدون تو؟

در آغوش تو ، محکم فشرده ام تو را در آغوشم ،

میمیریم برای هم ، مینیشنی بر روی پاهای من و میبوسم لبهایت را....

با تو بودن همیشه تکراریست برای تپشهای قلبم ،

با تو بودن همیشه تکراریست برای اینکه حس کنم  

عشق چیست و عاشق تو بودن چه لذتی دارد

چه اتفاق زیبایی بود تو را دیدن ، چه حادثه شیرینی بود تو را داشتن

با تو بودن همین است ، اینکه تا ابد شدی دنیایم ،  

اینکه تا ابد شدی مرحمی برای قلب تنهایم

قلبی که دیگر با تو تنها نیست ، درهای قلبم دیگر برای کسی باز نیست ،

تا همیشه بسته شده بر روی تو ، بمان و بمان ای که تنها عشق من هستی تو 


.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران