نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 دی 1390 توسط love2021 |
ارسال نظر(1)
يادت هست مي گفتي : اگر تركم كني روزي ، تمام عمر خاموشم ؟
به يادت هست مي گفتي : نرو هرگز كه من بي تو فراموشم؟
به يادت هست مي گفتي : كه هر لحظه ، شبها ، صدايت هست در گوشم ؟
كنون آن روزها رفته
، تو هم رفتي ،
اينك من شدم تنها ،
اسير دردها ،
غمها تمام روزها ،
شبها ،
ماهها ...
شكسته در گلو بغضم ،
به يادت اشك مي ريزم
به یادت ای وجودو هستی من
به یادت میمیرم
به یادت ای امید من
اکنون دور از آشیان میمیرم
به يادت هست مي گفتي : نرو هرگز كه من بي تو فراموشم؟
به يادت هست مي گفتي : كه هر لحظه ، شبها ، صدايت هست در گوشم ؟
كنون آن روزها رفته
، تو هم رفتي ،
اينك من شدم تنها ،
اسير دردها ،
غمها تمام روزها ،
شبها ،
ماهها ...
شكسته در گلو بغضم ،
به يادت اشك مي ريزم
به یادت ای وجودو هستی من
به یادت میمیرم
به یادت ای امید من
اکنون دور از آشیان میمیرم

عاشق نبودی تو من عاشقت بودم
در قبله گاه عشق بودی تو معبودم
آرام و آسوده ،در خواب خوش بودی
یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم
من با نفسهایت نام تو را خواندم
کاش ای هوسبازم،با تو نمی ماندم
روزی که میگفتی من با تو می مانم
روزی که دانستی من بی تو می میرم
روزی که با عشقت ،بستی به زنجیرم
بازنده من بودم،این بوده تقدیرم
خوش باوری بودم پیش نگاه تو
هر دم ز چشمانت خواندم کلامی را
عشق تو چون برگی در دست طوفان بود
دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود
روزی به من گفتی دیگر نمی مانم
گفتم که می میرم،گفتی که می دانم
باور نمی کردم هرگز جدایی را
آن آمدن با عشق ،این بی وفایی را...
در قبله گاه عشق بودی تو معبودم
آرام و آسوده ،در خواب خوش بودی
یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم
من با نفسهایت نام تو را خواندم
کاش ای هوسبازم،با تو نمی ماندم
روزی که میگفتی من با تو می مانم
روزی که دانستی من بی تو می میرم
روزی که با عشقت ،بستی به زنجیرم
بازنده من بودم،این بوده تقدیرم
خوش باوری بودم پیش نگاه تو
هر دم ز چشمانت خواندم کلامی را
عشق تو چون برگی در دست طوفان بود
دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود
روزی به من گفتی دیگر نمی مانم
گفتم که می میرم،گفتی که می دانم
باور نمی کردم هرگز جدایی را
آن آمدن با عشق ،این بی وفایی را...