اگرتنهاترین تنها شوم بازهم خدا هست
چه داروی تلخی است :وفاداری به خائن ، صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 03 دی 1391 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

شیرینم به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ کس را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود
فقط به خاطر تو

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 03 دی 1391 توسط love2021 | ارسال نظر(2)

" عشق تو شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد !
زیبا بود امّا شوخی بود !
حالا .... . . تو بی تقصیری !
خدای تو هم بی تقصیر است !
من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . . !
تمام این تنهایی تاوان « جدّی گرفتن آن شوخی » است ..... "


 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 03 دی 1391 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

دختره از پسره پرسید:من خوشگلم؟ پسر گفت:نه


دختره پرسید:دوستم داری ؟ پسره گفت:نه


دختره گفت : اگه بمیرم برام گریه میکنی؟ پسره گفت : نوچ


دختره چشاش پر از اشک شد پسره بغلش کرد و گفت: تو خوشگل نیستی زیباترینی دوستت ندارم چون عاشقتم اگه بمیری برات گریه نمیکنم چون منم میمیرم.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 03 دی 1391 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

گفتم خدایا از همه دلگیرم...گفت حتی از من؟

گفتم خدایا دلم را ربودند...گفت پیش از من؟

گفتم خدایا چقدر دوری گفت تو یا من؟

گفتم خدایا تنهاترینم گفت پس من؟

گفتم خدایا کمک خواستم گقت از غیر من؟

گقتم خدایا دوستش دارم...گفت بیش از من؟

گفتم اینقدر نگو من...گفت من تو ام تو من.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 03 دی 1391 توسط love2021 | ارسال نظر(1)

تو دست در دست دیگری،

من در حال نوازش دلی که،

سخت گرفته از تو

مدام بر او تکرار میکنم،

که نترس عزیز دل،

آن دست ها به هیچ کس وفا ندارد...!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 03 دی 1391 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

 

نــپـــرس!


هیــــچ نپــــرس از دلــــم


هـــمــین " چـــه خبــــر "


هـــمــین " چـــه میکنـــی ایـــن روزهــا "


ســـوال بـــدی اســت !

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 03 دی 1391 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

شراب هم …

به مستی ام حسادت می کند…

آنگاه که خمار یک لحظه…

دیدن تو می شوم…

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 03 دی 1391 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

افسرده از همه چی

جفا

تباهی

آره زندگیم همینه !

دیگه چاره ای ندارم !

صبح تا شب این شده کارم یا تو باشی و بخندم یا نباشی و ببارم

 


 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 03 دی 1391 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

دیشبـــ خـــــدا آروم صــــدابم کــــــرد و ...

گفت : خوابی؟

عشقت داره قربون یکی دیگه میره ، اونوقت تو راحت خوابیدی ؟؟!!!

لبخندی زدم و گفتم خدا جونم " این همون مخلوقی هست

که وقتی آفریدیش به خودت آفرین گفتی...

نوشته شده در تاريخ جمعه 01 دی 1391 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم ، حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد . دروغ حیله گر لباسهای او را پوشید و رفت . از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است ، اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود

صفحه قبل1...2324252627...89صفحه بعد

.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران