و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن ... !
ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست ... !
بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست ... !
چه زیباست بخاطر تو زیستن ...
ثانیه ها را با تو نفس کشیدن ... زندگی را برای تو خواستن ... !
چه زیباست عاشقانه ها را برای تو سرودن ... !
بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگی... !
چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن و بوئیدنت ... !
برای با تو بودن و با تو ماندن ... برای با هم یکی شدن ... !
کاش به باور این همه صداقت و یکرنگی می رسیدی !
ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست ...!!!!
و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد ... !
shayad ye kasi shaba baraye inke khabe toro bebine be khoda eltemas mikone?!shayad ye kasi be mahze didane to dastash yakh mizane va tapeshe ghalbesh morattab bishtar mishe!! motmaen bash ye kasi shaba be khatere to to0 daryayi az ashk mikhabe!! vali to o0no nemibini....
zendegi male to , marg male man rahati male to . gereftari male man, shadi male to , gham male man, hame male to VALI TO MALE MANNNNNNN
I know you love me but I don’t see you coming, so I’ll come to you; I’m on my way. I see you standing there; so close but still barely out of reach; I need to be closer to you, so I’m on my way. I know your kiss; still remember tasting it on my lips; oh how much I want that again; I’m on my way.
LOVE: L:for you look at life. Only one that you see. V:very very extra ordinaly. E:even more then eny one that you done.
When all lights gone the dreams have come when the nights are quiet and the days are done when in your mind you look around in hope to find the gentle sound of her sweet voice in the calming winds with your own choice you pick the one you know you love too hold her tight with one to live you think you might ask her there to be your wife to love and care through out your life when you get down to your one knee the time is now for you too be but then what happens is always the worst you wake too have had your heart that burst because your love was not really true it was only a dream and nothing for you
ZENDEGI zibast, na be zibaiye HAGHIGHAT.... haghighat talkh ast ,na be talkhiye JODAEE... va, jodaee sakht ast, na be sakhtiye TANHAEE ...!!!
کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم
فاصله های میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم
کاش وقتی آرزویی میکنیم
از دل شفاف مان هم رد شود
مرغ آمین هم از آنجا بگذرد
حرف های قلبمان را بشنود
حیف...
حیف ازاین هـمه احساس برای توی نالایـق!



روبروم بود ..... بغض ، تو گلوم بود
اگه می گفتم تموم بود
.
.
رفت و رفتم
هیچی نگفتم
فقط از دلم شنفتم :
که خودش بود ، نیمه پنهون ......
.
.
فرصت گفتنی ها چه رفت آسون
.
.
خود من بود ..... من ̗ من بود
وصله جور ، دل و پاره تن بود
.
.
بشکنه دستم
ولی
ناخواسته گلدون شکستم
نتونستم بگمش : یه عمر ̗ که خالی و خسته م
زبون بند اومد و
بخت بد و ...... هرچی که بودش
دست بدست داد که ندونم و نتونم و نگم
سینه م به نفس نفس داد
همچی جور شد
که ناجور بشه
من هیچ جور نتونم
بگمش : لرزید دلم ......عاشق شدم ...... لال شد زبونم ......
بگمش : لرزید دلم ..... عاشق شدم
........ دیوونه و لال شد زبونم
اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است! اینجا گم که مى شوى به جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت مى کنند .. .اینجا فقط باید نقاب بی تفاوتی بر چهره بزنی و حسهایت را مخفی کنی..... چون اینجا زمین است
دو تا جوجه از بچگی عاشق هم بودن اما. . . بزرگ شدن دیدن هر ۲ تا خروسن ، نتیجه اخلاقی : تا وقتی جوجه ای عاشق نشو. . . !