اگرتنهاترین تنها شوم بازهم خدا هست
چه داروی تلخی است :وفاداری به خائن ، صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل
صفحه اول آرشيو مطالب تماس با ما قالب وبلاگ
میخواهم بنویسم
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

میخواهم بنویسم

میخواهم بنویسم که زندگی چسیت

که چرا زنده ایم

چرا ؟

میدونی

من امروز دلم شاد هست

دلم میخواهد تو هم شاد باشی

میخواهم تو هم با عشق زندگی کنی

میخواهم عاشقت باشم

و تو نیز عاشق من باشی

مچرخم تا بتونم بچرخونمت

من به دور تو تو به دور من

زندگی یعنی عشق من و تو

 


برای تو
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

بگذار گريه كنم...نه براي تو...براي عشق كه مرده است بگذار گريه كنم...نه براي تو...براي صداقت كه كم رنگ شده است بگذار گريه كنم نه براي تو...براي غم ها كه يكنواخت شده اند بگذار گريه كنم...نه براي تو...براي ارزوها كه از بين رفته اند بگذار گريه كنم...نه براي تو ...براي محبت ها كه ... ساكت شده اند بگذار گريه كنم نه براي تو براي آدميان كه بي تفاوت شده اند بگذار گريه كنم اين دفعه نه براي كسي ... بلكه فقط براي تو ... براي تو

همچون
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط love2021 | ارسال نظر(0)




 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

همچون نسیم تاب رسیدن نداشتم

هرگزخیال بی تو وزیدن نداشتم

وقتی که آسمان قفس تنگ می شود

بال وپری برای پریدن نداشتم

حتی نفس کشیدن من معجزه شده

قلبی دگربرای تپیدن نداشتم

خاکسترم به جاست ازآن آتش مهیب

دیگرتوان شعله کشیدن نداشتم

دل تنگی ام برای تواصلا بهانه است

من طاقت دل از تو بریدن نداشتم

عاشق همیشه تنهاست
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

 

عقرب وهندو
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

هندویی عقربی را دید که در آب برای نجات خویش دست و پا میزند ...

هندو به قصد کمک دستش را به طرف عقرب دراز کرد اما عقرب تلاش کرد تا نیشش بزند !

با این وجود مرد هنوز تلاش میکرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد اما عقرب دوباره سعی کرد او را نیش بزند !

مردی در آن نزدیکی به او گفت : چرا از نجات عقربی که مدام نیش میزند دست نمیکشی ؟!

هندو گفت : عقرب به اقتضای طبیعتش نیش میزند. طبیعت عقرب نیش زدن است و طبیعت من عشق ورزیدن ...

چرا باید از طبیعت خود که عشق ورزیدن است فقط به علت این که طبیعت عقرب نیش زدن است دست بکشم ؟!

هیچگاه از عشق ورزیدن دست نکش همیشه خوب باش حتی اگر اطرافیانت نیشت بزنند ...

مفهوم عشق
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط love2021 | ارسال نظر(3)

مفهوم عشق

از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است .

 

از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد .

از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت:سقوط سلسله ي قلب جوان .

از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است .

از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهي است .

از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد .

از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که هرگز تنها نيست .

از استاد فيزيک پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائي هست که قلب را به سوي خود مي کشد .

از استاد انشا پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها موضوعي است که مي توان توصيفش کرد .

از استاد قرآن پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها آيه اي است که در هيچ سوره اي وجود ندارد .

از استاد ورزش پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها توپي هست که هرگز اوت نمي شود .

از استاد زبان فارسي پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها کلمه اي هست که ماضي و مضارع ندارد .

از استاد زيست پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها ميکروبي هست که از راه چشم وارد مي شود .

از استاد شيمي پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها اسيدي هست که درون قلب اثر مي گذارد.
ا
ز خودم پرسيدم عشق چيست؟گفتم …………………….
دوستت دارم تا اخرين نفس عزيزم.

هرگز دست......
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

هرگز

هرگز دستي رو نگير وقتي قصد شکستن قلبش رو داري

 

هرگز نگو براي هميشه وقتي مي دوني جدا ميشي

هرگز نگو دوسش داري وقتي که بهش اهميت نميدي

هرگز درباره احساست حرف نزن وقتي که واقعاً وجود نداره

هرگز به چشماش نگاه نکن وقتي قصد دروغ گفتن داري

هرگز بهش سلام نکن وقتي مي دوني خداحافظي در پيشه

هرگز به کسي نگو تنها اونه وقتي تو ذهنت به ديگري فکر مي کني

بی معرفت
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

بی معرفت


دلت شکسته مي دونم....فقط به خاطر من

 منم يه خسته مي دوني... فقط به خاطر تو


            من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من...

من خودم بودم و يک حس غريب...که به صد عشق و هوس مي ارزد.

من به دنبال نگاهي بودمد که مرا از پس ديوانگي ام مي فهميد و...

خدا مي داند...

سادگي از ته دل بستگي ام ...پيدا بود!!!

برای عشق
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط love2021 | ارسال نظر(0)

برای عشق

مي نويسم تنها به ياد او و براي او ... مي نويسم به ياد روزهاي شيرين انتظار، به ياد لحظه هاي فراق و چشمان منتظر ... مي نويسم به ياد او كه عشق را در نهان خانه ي جانم گذاشت و واژه ي شيرين انتظار را به من آموخت. به راستي كه انتظار چه زيباست ... چه زيباست آن چشماني كه هر روز چشم به راه معشوق مي ماند و چه پاك و مقدس است آن دلي كه هر لحظه براي معشوق بتپد.تقديم به تنهاترين ستاره ي زندگيم.
هرگز کسي را که باعث شد دوست داشتن را تجربه کنم از ياد نخواهم برد

اگه گریه بذاره...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط love2021 | ارسال نظر(0)
 
اگه گريه بذاره مي نويسم
کدوم لحظه تورو از من جدا کرد
نگو اصلا نفهميدي نگو نه
تو بودي اونکه دستامو رها کرد
خودت گفتي خداحافظ تموم شد
من و تو سهممون از عشق همين بود ؟
خود تو حرمت عشقو شکستي
بريدي آخره قصه همين بود ؟
اگه مهلت بدي يادت ميارم
روزايي رو که بي تو عين شب بود
تموم سهمت از دنيا عزيزم
بزار يادت بيارم يک وجب بود
بهت دادم تموم آسمونو
خودم ماهت شدم آروم بگيري
حالا ستاره ها دورت نشستن
منو ابري گذاشتي و داري ميري
بيا برگرد از اين بن بست بي عشق
بزار اين قصه اينجوري نباشه
آخه بذر جدايي رو چرا تو
چرا دستاي تو بايد بپاشه
خداحافظ نوشتن کار من نيست
آخه خيلي باهات نا گفته دارم
اگه گريه بزاره مي نويسم

صفحه قبل1...6970717273...89صفحه بعد

.: Weblog Themes By LoxBlog :.
درباره وبلاگ
سلام دوستان گلم به وبلاگ خودتون خوش آمدید.دوستان عزیزم حتما نظر بدید تا بانظرات سازنده تون وبلاگ عاشقانه زیباتون رو زیباتر کنید.دعا کردم که تنها مال من شی, تو تعبیر قشنگ فال من شی, دعا کردم بدونی چشم به راتم, هنوز دلبسته بغض صداتم, اگر بازم دلت با دیگرونه, چشات دنبال از ما بهترونه, بزار با یاد تو دلخوش بمونم,فقط دلتنگیات با من بمونه ♥انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است كه پست و بی عاطفه باشد...♥ وقتی دلم به درد می آید و کسی نیست به حرف هایم گوش کند،وقتی تمام غم های عالم در دلم نشسته است،وقتی احساس می کنم دردمندترین انسان عالمم...وقتی تمام عزیزانم با من غریبه می شوند...و کسی نیست حرمت اشک های نیمه شبم را حفظ کند...وقتی تمام عالم را قفس می بینم...بی اختیار از کنا رآن هایی که دوستشان دارم...بی تفاوت می گذرم. ×××××× لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ... تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ... لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ... که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد ٬ لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پر شیار ... لمس کن لحظه هایم را ... تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم ٬ لمس کن این با تو نبودن ها را ٬ لمس کن ... لمس کن × × × × × × دوستت دارم بی آنکه مرا دوست داشته باشی دوستت دارم حتی اگر از چشمان خیسم بخندی و بی خیال این باشی که دلم شکسته است... دوستت دارم حتی اگر دلت سنگ باشد ، حتی اگر هیچ احساسی بر من نداشته باشی با اینکه میدانم در دلت یک دنیا محبت است و احساست ، مثل آب پاک و زلال است... عزیزم باور کن به تو نیاز دارم ، منی که قلبی ویرانه دارم ودلی سوخته ، منی که ساحل دریای دلم طوفانی است و امواج غم و غصه در دلم زیر و رو می شود نیاز به تو دارم که قلبم را با محبت و عشقت صفا دهی ، دل سوخته ام را با عشقت جان بدهی و ساحل دریای دلم را آرامتر از همیشه کنی... عزیزم مرا باور داشته باش ، حتی برای یک لحظه هم که شده قلب مرا با تمام وجودت حس کن ... بیا تا تنهایی دوباره به ویرانه دلم نیامده است ! تا تنهایی قاب خالی و بدون عکسش را در طاقچه قلبم نگذاشته است، تو بیا و قاب زیبای عکست را در آنجا بگذار! بیا در قلبم با صدای مهربانت بگو درد دلت را به من و با فریاد اسم مرا صدا کن و بگو مرا دوست میداری تا سکوت تلخی که مدتهاست اعماق قلبم را فرا گرفته است و قلبم را غم زده کرده است شکسته شود! قلبم را پر از محبت و عشق و صفای خودت کن ! بگذار آن خونی که در رگهای خشک من جاری می‌شود خون تو باشد و بگذار آن وجود من وجود تو نیز باشد! عزیزم اینک که مینویسم دوستت دارم چشمانم خیس است ، به خدا خیس است ، پس چشمهای خیس مرا باور کن و تو نیز به من بگو مرا دوست میداری. با آهنگ دلنشین عشق و با یاد تو و با عشق به قلب تو با چشمانی خیس و قلبی پر از امید اگر نخندی و اگر بیخیال این دل عاشق من نباشی می نویسم که دوستت دارم... اینبار نه از حفظ میگویم و نه تکرار میکنم ، اینبار برای آخرین بار میگویم این کلمه را !!!! چونکه دوست داشتن به عمل است نه به گفتن! پس برای آخرین بار میگویم که مرا بفهمی و قلب شکسته و عاشق مرا باور داشته باشی.
موضوعات
عشق
عشق
عشق
آخرين مطالب
سلام
آسیب میبینی
حسادت نکنید
وقتی میمیرم
بابی تو بودن
عادت ندارم
آرزو
تنهایی
تنها
دلنوشته ها ومتنهای عاشقانه
نويسندگان
رحیم
آرشيو مطالب
اردیبهشت 1394
دی 1393
آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
اردیبهشت 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
آذر 1392
آبان 1392
شهریور 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
💬 نظرات کاربران
نظر خصوصی
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران